ابیانه.

خرید بک لینک
هومممم...
اگه تابستون نخوام برم کارآموزی، اگه باز حس نکنم «اگه تابستون هیچ کار نکنی عقب میافتی، بعد غصه میخوری» اگه این آدمای مغرور پر مدعای هر روزه، یادم نیارن که میتونم بیش از اینا پیشرفت کنم اگه وقت قدرمو بدونم، جوری که اونا فک میکنن قدر وقتو دونستن و الانم خیلی خفنن و خفن ترینهای عالمن، دوس دارم مامان بابا رو راضی کنم بیان بریم تابستون رو توی این روستا زندگی کنیم. روستایی که از یه جایی به بعدش توی کوچه ها تک و توک ماشین میبینی... با دوچرخه میشه رفت و اومد اما همه پیاده میان و میرن... همه زیباعن... آرامش و سکوت و هوای خوب... یکم، همین سه ماه، دور از همه چیز زندگی کردن، میشه یعنی؟ قشنگ ترین توریستها میان حتی... قشنگ ترین خونهها اینجاست، قشنگ ترین کوچهها، قشنگ ترین پیرزنها و پیرمردها... قشنگ ترین لباسا... خودشون فکر میکنن ما آدمای شهری حسرتشون رو میخوریم؟








+ اینجا کلی غر غر نوشته بودم اما بعد پاکشون کردم چون نخواستم خیال خوب زندگی توی این روستا رو با فکرای دوست نداشتنیم خراب کنم :)
یک - لبخندت را فراموش مکن آیدا....

ما را در سایت یک - لبخندت را فراموش مکن آیدا. دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 27 تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 1:57

صفحه بندی